شهید منــوچهر نصیــری

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهید منــوچهر نصیــری

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهید منــوچهر نصیــری

آنچه ملاحضه می فرمائید در مورد شهید والا مقام منوچهر نصیری از شهدای دانش آموز شهرستان فریدونکنار می باشد که به همت اعضای جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران پژوهش و ارائه شده است . انشاءالله مورد قبول قرار گیرد.
نام پدر : صادق
تاریخ تولد : 1351/03/08
تاریخ شهادت : 1365/10/25
محل تولد : فریدونکنار
گلزار شهدای ازباران فریدونکنار
نحوه شهادت :اصابت ترکش به سر و دست و پا
محل شهادت : شلمچه - عملیات کربلای 5
منتظر نظرات و پیشنهادات و اطلاعات شما هستیم.

طرح لایه باز فتوشاپ وصیت نامه و زندگی نامه شهید منوچهر نصیری

شهید منوچهر نصیری

شهید منوچهر نصیری


میثم میثم
۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۰۷ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

جهت دریافت و مشاهده صفحات روی آن ها کلیک نمائید ....

شهید منوچهر نصیری


میثم میثم
۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۴۷ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر
میثم میثم
۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۹ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

جهت دریافت و مشاهده صفحات روی آن ها کلیک نمائید ....

شهید منوچهر نصیری
شهید منوچهر نصیری
شهید منوچهر نصیری
شهید منوچهر نصیری
شهید منوچهر نصیری


میثم میثم
۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۲۸ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر
میثم میثم
۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۲۷ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

شهید نصیری جوانترین شهید روستای ازباران است

شهید نصیری اسوه جوانان ایرانی است

روحش شاد و یادش گرامی باد

شهید منوچهر نصیری در دیماه 1364 آموزش عمومی را در پادگان گهرباران ساری به مدت 45 روز را طی نموده است و بعد از پایان این دوره آموزشی نیز مشغول ادامه تحصیل شدند و در مهر ماه 1365 در قالب کاروانهای اعزامی از طریق سپاه پاسداران شهرستان بابلسر آماده اعزام به منطقه جنگی شدند. تمام نیروهای استان پس از تمع در شهرستان چالوس بوسیله ی اتوبوس ها به جنوب کشور « هفت تپه » اعزام شدند و در مقر لشکر همیشه پیروز 25 کربلا حضور یافتند.

برادر شهید منوچهر نصیری به اتفاق 30 نفر از بچه های روستای ازباران به گردان حمزه اعزام شدند و بعد از حضورشان در این گردان ، نیروها تقسیم بندی و این برادران در گردان حمزه 2 مستقر شدند و او نیز در گروهان 2 دسته 2 به اتفاق تعدادی از بچه های روستای خودشان مشغول شدند و مسئول گردان برادر ولی الله نانواکناری و مسئول گروهان برادری به نام  فرجی از بچه های استان گیلان بود و مسئول دسته 2 برادر حاج جانعلی نصیری عموی شهید منوچهر نصیری بودند.

پس از استقرار نیروها ، توسط تدارکات لوازم و تسحیلات گردان ، تجهیزات لازم رادریافت کردند و بعد از چند روز نیروها مشغول آموزش شدند و در طول دوره آموزش مقر لشکر 25 کربلا خصوصاً گردان های حمزه ، محمد باقر(ع) ، ویژه شهدا توسط هواپیماهای دشمن بمباران شد و تعدادی از برادران نیز به شهادت رسیدند و بمدت 45 روز بچه ها دوره آموزش را طی نمودند و بعد از آن نیروها برای تجدید روحیه  روانه شهر و دیار خود شدند و بعد از مدت کوتاهی دوباره در منطقه حضور یافتند و حدوداً در تاریخ اول دیماه عملیات کربلای 4 در منطقه عملیاتی ام الرصاص آغاز شد و گردان حمزه نیز به عنوان پشتیبان گردان ها یا عمل کننده در هفت تپه آماده ماندند که در صورت ادامه عملیات به منطقه عملیاتی اعزام شوند که با توجه به نتیجه بدست آمده عملیات مذکور نیروها در حال آماده باش ماندند و بعد از مدت کوتاه عملیات کربلای 5 در منطقه عملیاتی شلمچه در چندین مرحله آغاز و گردان حمزه به عنوان عمل کننده در منطقه عملیاتی حضور پیدا کردند و نیروها در خطوط پدافندی مستقر شدند و آماده دستور از فرماندهی بودند تا به خط مقدم اعزام شوند و در این مدت بچه بین خودشان استخاره میکردند که کدام یک شهید و یا مجروح میشود و چه کسی سالم می ماند. در این استخاره ها دو بار اسم برادر منوچهر نصیری به عنوان شهید افتاد و با توجه به روحیات این برادر برای همه مشخص بود که ایشان به شهادت خواهند رسید. چون یکی اینکه نماز شب هر شب ایشان ترک نمیشد و دائم مشغول خواندن ادعیه های مختلف مانند زیارت عاشورا ، دعای کمیل و غیره می بود.

در عصر روز 24 دیماه مسئولین گروهانها و دسته ها جهت توجیه و شناسایی به خط مقدم اعزام شدند و با اثابت گلوله توپ در نزدیکی این برادران اکثر آنها مجروح شدند و موفق به حضور د عملیات نشده اند و نیروها به اتفاق جانشین گروهانها و دسته ها به خط مقدم اعزام شدند. در غروب روز 24 دیماه نیروها بعد از وداع جانانه با یکدیگر به وسیله چند کمپرسی به اسکله دریاچه ماهی اعزام شدند و پس از آن مسئول گروهان برادر فرجی با توجه به سفارش مسئول دسته 2 برادر جانعلی نصیری تا از اعزام شهید منوچهر نصیری به خط مقدم جلوگیری به عمل آید که با اعتراض شدید این شهید مواجه شد و می گفت من باید به این عملیات بروم و در نهایت اعزام شدند و در اسکله دریاچه ماهی برادر خیرالله نانواکناری نیروها را دسته های 4 الی 5 نفره را با راهنمایی شان سوار قایق موتوری شدند و به آن طرف دریاچه ماهی منتقل شدند و از آنجا توسط خودروها به سه راه شهادت انتقال پیدا کردند ودر آنجا نیز با توجه به توجیهات قبلی به خاکریز مورد نظر رسیدندو منتظر شروع عملیات ماندند . در ضمن نیروهای لشکر 21 محمد رسول الله قبل از نیروهای لشکر 25 کربلا به آنا رسیدندو در ساعت 22 شب آتش تهیه نیروهای خودی شروع شد و از آن طرف نیز اتش تهیه شدیدی توسط صدامیان بروی نیروهای خودی ریخته میشد و از هر طرف باران گلوله توپ ، خمپاره ف دوشکا و تیربار دشمن می بارید و این اتش تهیه چندین ساعت ادامه داشت و نیروها را زمین گیر کرده بود و در ساعت حدود یک بامداد بر اثر انفجار گلوله خمپاره و اثابت ترکش آن به سر و دست راست و قسمتی از پای ایشان به رجه رفیع شهادت نائل شدند و فردای آن روز جنازه شهید بزرگوار توسط هم محلی ها به پشت جبهه منتقل شد.

راوی : برادر پاسدار حجت الله هدایتی

میثم میثم
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۰۶ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

« وصیت نامه شهید منوچهر نصیری »

« یا ایها الذین امنو خذوا حذرکم فانفروا ثبات اوانفروا  جمیعاً »

با سلام و درود خداوندی بر رهبر بزرگ انقلاب اسلامی و رزمندگان اسلام

لینججانب منوچهر نصیری فزند صادق نصیری شهادت میدهم که خداوند بزرگ ما را خلق کرد و برای هدایت انسان ها پیامبران را فرستاد که آخرین پیامبران حضرت محمد (ص) و امامان را وصی پیامبر اسلام قرار داد تا انسانها به گمراهی به سر نبرند. من شهادت میدهم روز قیامت و روز حساب رسی هست.

ای مردم مسلمان بدانید که من برای دفاع عز اسلام و قرآن و حکومت اسلامی به جبهه آمده ام تا با نثار خونم در راه خداوند عزیز به پیشگاه او ثابت کنم که مسلمانم و فقط تسلیم فرمان او هستم. ای خداوند مهربان به احترام محمد(ص) که اورا خیلی دوست و عزیز داری قسمت میدهم که گناهانم رت بیامرز و ببخش. هادم را به بزرگوری ات قبول فرما و شهادت در راه دفاع از اسلام و قرآن نصیبم گردان و روحم را با شهدای کربلا و شهدای جنگ تحمیلی ملحق ساز.

ای خداوند بزرگ من در طول عمرم خدمت به اسلام و قران بزرگ نکردم و میخواهم با فوت ناقابلم خدمتی به اسلام کرده باشم . از آنجاییکه من مقلد امام بودم ، امام امت تکلیف کردند که باید کار جنگ را یکسره بکنیم و برای لبیک به ندای امام به جبهه رفتم تا شاید بتوانم مسئولیتم که بر دوشم بود ادا کنم و خوشحالم که خداوند این نعمت به بهه رفتن را به من داد و خدا را شکر میکنم که پدر و مادر خوبی داشتم که مانع من نشدند و با استقبال گرمشان موجب تقویت روحیه ام شدند که تا در جبهه بهتر بجنگم.

برادران جبهه ای خداشناسی و خود سازی است من خودم و خدا را در جبهه شناختم و عاشق او شدم و خدا عاشق من شد و مرا دعوت به خودش کرد و من دعوت او را پذیرفتم و این بزرگترین افتخار برای من است.

چند سفارش به پدر مهربانم:

پدر جان من میدانم که تو خیلی مرا دوستم میداشتی و تنهت پسر زندگی تو بودم . خدا شما را صبر بدهد در این زندگی چند روزه دنیا . از خداوند بخواه که صبر بدهد شما را . اگر از من بدی دید ببخشید و حلالم کنید.

مادر جانم :

من شما را بسیار بسیار دوست میداشتم چون امید زندگی من بودید و من هم امید زندگی شما بودم بیاد حضرت علی اکبر امام حسین (ع) که نوجوان بشهادت رسید من شهادت و شهید شدن را خیلی دوست دارم. این است که از الله در آن دنیای بزرگ شما را شفاعت خواهی می کنم . اگر از من بدی دیدید ببخشید.

چند سفارش به مردم حزب الله :

امام امت را تنها نگذارید. جنگ را ادامه بدهید .اگر اسلام پیروز شود از جنگ کردن در راه خدا خسته نشوید پیروزی با ماست.

به امید دیدار همگی شما در روز قیامت و محشر.

منوچهر نصیری                22/9/1365

میثم میثم
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۰۳ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر